اتاق انتظار

اتاق انتظار

من
من
۳۴بازدید
۰پسند
۱نقد

خلاصه داستان

همه از اینجا رد میشن صدای همهمه همه جا پژواک میشه. اما اونقدر عادی شده که کسی بهش توجهی نمی کنه. انگار وجود نداره. انگار فراموش شده. در ظاهر یک عالمه آدم هستن، همه دارن حرف می زنن، ولی در باطن... همشون میگذرن و میرن. بدون درنگ.با وجود. همه صداها و شلوغی ها... کسی تو لابی نمی مونه... لابی خلوته... اینجا ساکته... روی صندلی ها خالیه. کماکان هستند کسانی که یک لحظه صبر می کنن. می شینن. فکر می کنن. شاید چند کلمه ای حرف بزنن. اما مقصد همه مشخصه. و مقصد هیچ کس اینجا نیست. البته اسمش هم روشه. اینجه فقط یک لابیه! مگه نه؟

در حال نگارشخیال‌پردازیروان‌نگررازآلود

آخرین بخش‌ها

1.داخل لابی23 بهمن

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها