رنجِ وصال

رنجِ وصال

فانتوم
فانتوم
۹۲بازدید
۰پسند
۴نقد

خلاصه داستان

گاهی کلمات به جای آنکه پلی باشند برای رسیدن، دیواری می‌شوند برای ماندن. این روایتِ مردی است که تمامِ واژه‌های جهان را بلد بود، اما درست در لحظه‌ای که باید حرف می‌زد، غرق در توصیفِ «رنگِ غرق شدن» شد. حالا او سال‌هاست که میانِ سنگ‌های کدرِ دنیا، به دنبالِ بازپس‌گرفتنِ همان یک لحظه است.

تکمیل شدهبرشی از زندگیعاشقانهروان‌نگر

آخرین بخش‌ها

2.آرامشِ وصال21 بهمن1.رنجِ بی‌پایان 21 بهمن

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها