هری پاتر و میراث جادو (هری پاتر ۹)

هری پاتر و میراث جادو (هری پاتر ۹)

ا
امیر
۵۷بازدید
۰پسند
۲نقد

خلاصه داستان

سخنی از نویسنده :شاید به خوبی نتوانسته باشم داستان هری پاتر بنویسم اما امیدوارم از خواندن لذت ببرید. هری پاتر و میراث جادو (هری پاتر۹) ایستگاه کینگز کراس شلوغ بود،اما شلوغی‌اش دیگر اضطراب‌آور نبود.والدین با لبخندهایی آشنا خداحافظی می‌کردند و بچه‌ها با هیجان چمدان‌هایشان را روی سکو می‌کشیدند.هری کنار ستون ایستاده بود و نگاهش را از دود قطار جدا نمی‌کرد.سال‌ها از آخرین باری که خودش با ترس سوار همین قطار شده بود گذشته بود،اما چیزی در سینه‌اش تکان می‌خورد؛حسی که نه خاطره بود و نه پیش‌بینی.پسرش از او جلو زد و با اشتیاق به سمت واگن‌ها رفت.هری لبخند زد،اما درست در همان لحظه،احساس کرد چوبدستی در جیبش کمی سنگین‌تر شده است...

در حال نگارشرازآلودعاشقانه تخیلیهیجانی روان‌شناختی

آخرین بخش‌ها

1.بازگشت هری پاتر ؛سالی که جادو خاموش شد29 آذر

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها