جاده ای به اسم من

جاده ای به اسم من

ا
امیر
۳۹بازدید
۰پسند
۱نقد

خلاصه داستان

نویسنده:امیرمحمد احمدی در دل کوه‌های مه‌آلود سوییس روستایی آرام و پوشیده از برف به نام برنوالد وجود داشت مردم اینجا منظم دقیق و جدی بودند مثل ساعت‌های سوئیسی اما لئون هارتمن پسر ۱۳ ساله‌ای با موهای بور آشفته و چشم‌هایی همیشه نیمه‌بسته هیچ‌وقت در این نظم جا نمی‌گرفت لئون همیشه دیر از خواب بیدار می‌شد صدای ساعت زنگ‌دار برای او چیزی بیشتر از یک دشمن نبود هر صبح با صدای مادرش که از پله‌ها فریاد می‌زد لئوون بیدار شو دیرت می‌شه ...

در حال نگارشرازآلودعاشقانه تخیلیجادوی علمی

آخرین بخش‌ها

1.جاده ای به اسم من28 آذر

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها