روان خدشه‌دار

روان خدشه‌دار

پروازی| کاربر انجمن دی‌وان
پروازی| کاربر انجمن دی‌وان
۵۵بازدید
۰پسند
۰نقد

خلاصه داستان

روانش را آزرده کرده و خراش‌های کوچک و بزرگی به روح و قلبش زده بودند، یک روز دیگر نتوانست بشنود و چیزی نگويد، نتوانست بیش از این باعث عذاب خودش و آن‌ها شود و این‌گونه بود که تصمیم گرفت آنجا را ترک کند؛ اما به کدام مقصد؟ عاقبت دختران فراری را می‌دانست؛ پس تصمیمش بر این شد جایی را بیابد که بتواند در آنجا زندگی کند، جایی که او را سرزنش نکنند؛ اما آیا چنین جایی وجود دارد؟ نکند مجبور شود به مثلا خانه بازگردد و فلاکت خود را از سر گیرد؟

در حال نگارش

آخرین بخش‌ها

7.پارت ۶18 دی6.پارت ۵18 دی5.پارت ۴18 دی4.پارت ۳16 دی3.پارت ۲16 دی

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها