در آغوش مه....:)

در آغوش مه....:)

♡نورماه♡
♡نورماه♡
۱۷۸بازدید
۰پسند
۳نقد

خلاصه داستان

تابستانی که قرار بود پر از آرامش، خنده و خاطره باشد، به کابوسی نفس‌گیر تبدیل می‌شود. گروهی دوستانه به نام «افسانه‌ها» برای فرار از روزمرگی، خانه‌ای مرموز در دل جنگل‌های بارانی گیلان اجاره می‌کنند خانه‌ای که نفس جنگل را در خود حبس کرده و سکوتش، فریادهای پنهان دارد. اما خیلی زود، آرامش جای خود را به ترس می‌دهد. صدای قدم‌هایی در شب، سایه‌هایی بی‌چهره، و موجوداتی که از منطق فراترند، افسانه‌ها را درگیر بازی‌ای می‌کنند که هیچ‌کس برایش آماده نیست. هر لحظه، مرز بین واقعیت و خیال محو می‌شود، و طنز موقعیت‌های غیرمنتظره، تنها پناهشان در برابر جنون است. در این خانه، هیچ‌چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست. و تابستانی که با هیجان آغاز شد، حالا در امتداد سکوتی هولناک پیش می‌رود...

تکمیل شدهخیال‌پردازیعاشقانهرازآلود

آخرین بخش‌ها

35.پیام نویسنده به تو شنوند حرف های من...:)17 بهمن34.درآغوش‌مه...(پارت_۳۴)17 بهمن33.درآغوش‌مه...(پارت_۳۳)17 بهمن32.درآغوش‌مه...(پارت_۳۲)17 بهمن31.درآغوش‌مه...(پارت_۳۱)17 بهمن

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها