سماعِ خونین

سماعِ خونین

پیچک؛
پیچک؛
۶۶بازدید
۰پسند
۱نقد

خلاصه داستان

در تالاری از مرمرِ سرخ، زنی شجاع و عاشق برای معشوقه‌ی سرد و دورش می‌رقصد؛ آن‌قدر نامش را تکرار می‌کند که طعمِ خون بر زبانش می‌نشیند. مرگ، در چهره‌ی لیلیان، جامِ شراب را واژگون می‌کند و رقص را به قربانیِ عشق بدل می‌سازد. و زن در ویرانه‌ی همان تالارِ مرمرین، می‌چرخد، جاودانه، خونین، و اسیرِ نامی که ابدیت را می‌لرزاند: لیلیان.

تکمیل شدهبرشی از زندگی

آخرین بخش‌ها

3.بازگشت به سکوتِ کر کننده10 آذر2.سایه‌ی او10 آذر1.رقص بر مرمرِ سرخ10 آذر

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها