پر خونین

پر خونین

ر
راوی
۱۸بازدید
۰پسند
۱نقد

خلاصه داستان

سال ۱۸۸۷ میلادی روزی بارانی در شهر لندن. شهری که حتی باطن اش بر ظاهر شهر تاثیر گذاشته بود . سران حکومتی که برای شهرت و مقام بالا دست به هر کاری میزدند. شهری که به همراه خود راز های تاریکی را حمل میکرد . داستان درباره ی من پسر کنت اندرسون هست.

در حال نگارش

آخرین بخش‌ها

1.آغاز04 آذر

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها