طبقه‌یِ هشتم آسمان

طبقه‌یِ هشتم آسمان

هِرا
هِرا
۱۶بازدید
۰پسند
۰نقد

خلاصه داستان

آسمانی هفت طبقه، جایی که اگر جنگی راه می‌افتاد، به جای خون، باران می‌بارید. و آن شب، باران بند نیامد. «اما اگر کسی واقعا به چیزی اهمیت نمی‌دهد، حتی زمانش را صرف گفتن «اهمیت نمی‌دهم» نمی‌کند. فقط می‌گذرد و بدون هیچ نشانه‌ای می‌رود. پس چرا من هنوز نگذشته‌ام و نرفته‌ام؟»

در حال نگارشروان‌نگرهراسرازآلود

آخرین بخش‌ها

2.ستاره‌یِ سقوط کرده9 ساعت پیش1.طبقه‌‌یِ هشتم آسمان9 ساعت پیش

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها