دیوید هیل به کلانتری میرود و اعتراف میکند که همسرش را کشته. جسدی نیست، و ساعتِ مچیِ دستش حتی یک خط هم برنداشته. مارکوس ریِس، شش هفته مانده به بازنشستگیاش، باید بفهمد این مرد دارد از چه چیزی فرار میکند. پیش از اینکه دیر شود.