

هر شب، رأس ساعت ۱۲، شهر برای یک دقیقه متوقف میشود؛ اما آراد متوجه میشود در این یک دقیقه، خاطرات و آدمها از ذهن مردم ناپدید میشوند. جستوجوی او برای پیدا کردن حقیقت، او را به ساختمانی مرموز و رازی هفتساله درباره برادرش آرین، سام و دوستانش میرساند. آراد سرانجام میفهمد این ساختمان با فراموشی زنده است و برای نجات کسانی که از او گرفته، باید حقیقت گذشته را به یاد بیاورد. او و دوستانش با روبهرو شدن با گذشته، چرخهی فراموشی را میشکنند و شهر دوباره به حالت عادی برمیگردد؛ هرچند در پایان، ساعت ۱۲:۰۰ برای لحظهای دوباره ظاهر میشود.