بازی زندگی

بازی زندگی

امیر جمالیان
امیر جمالیان
۳بازدید
۰پسند
۰نقد

خلاصه داستان

هیچ‌کس از تو نپرسید وارد این بازی بشوی یا نه یک روز چشمانت باز شد و بازی از قبل شروع شده بود، بدون راهنما، بدون قانون مکتوب، بدون کسی که بگوید منابعت چقدرند و قوانینش کدامند این کتاب تو را به سفری می‌برد از لحظه‌ی ورودت به این بازی، تا کشف نقشه‌اش، تا فهمیدن منابع محدودی که هر روز بی‌سروصدا خرجشان می‌کنی از قوانین نانوشته‌ای که هیچ‌کس روز اول به تو نگفت، تا ذهنی که فکر می‌کنی فرمانده است اما گاهی فقط پژواک عادت و ترس و تبلیغ است از دو مهمان ناخوانده‌ای که در زندگی تمام موجودات می آیند تا بازیکنی که هیچ‌وقت نمی‌بازد، بازی زندگی قرار نیست به تو آرامش مصنوعی بدهد قرار است چیزی در نگاهت را عوض کند و در پایان، فقط یک سؤال باقی می‌گذارد حالا که فهمیدی در چه بازی‌ای هستی، از همین لحظه، چطور بازی خواهی کرد؟

در حال نگارشبرشی از زندگیروان‌نگر

آخرین بخش‌ها

16.رودخانه‌ای که مسیرش را انتخاب نکرده5 ساعت پیش15.حالا که فهمیدی، چطور بازی می‌کنی5 ساعت پیش14.بازیکنی که هیچ‌وقت نمی‌بازد5 ساعت پیش13.دو مهمانی که کسی دعوتشان نکرد5 ساعت پیش12.رقابتی که هیچ خط پایانی ندارد5 ساعت پیش

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها