

داستان دربارهی علیه که یک شب با یک چراغ طلایی مرموز روبهرو میشه. چراغ علی رو به یک پروندهی قدیمی و حلنشده میرسونه؛ پروندهای که به گذشتهی پدرش و یک خیانت بزرگ مربوطه. علی و سوگند دنبال حقیقت میرن، وارد خانهی قدیمی میشن، سرنخهای تازه پیدا میکنن و در نهایت راز چراغ و پرونده رو کشف میکنن. 🕯️✨🎀قسمت اولش چراغی که نباید روشن میشد قسمت دومش خانه قدیمی و آخرین روشنایی🌸💐🌷🤎☕