

فراموشی، دیوانه میکند، آسیب میزند و میکشد... اما آیا میتواند عشق را هم از بین ببرد؟ وقتی یک دانشمند برای درمان آلزایمر دست به ساخت دارویی تازه میزند، هیچکس تصور نمیکند که آزمایش او آغازگر فاجعهای جهانی باشد. تشعشعات ناشی از این اختراع، حافظهی انسانها را هدف میگیرد و جامعهای را به سوی فروپاشی میبرد؛ جایی که دیگر نمیتوان به خاطرات، آدمها و حتی گذشتهی خود اعتماد کرد. در میان این آشوب، **نیلا** تلاش میکند حقیقت پشت این فاجعه را پیدا کند؛ اما هرچه بیشتر پیش میرود، مرز میان عشق، خاطره و حقیقت برایش محوتر میشود. اگر تمام خاطراتت از بین بروند... **هنوز میتوانی کسی را دوست داشته باشی؟**