«دروازه‌ای که منتظر بود»

«دروازه‌ای که منتظر بود»

معمار کلمات
معمار کلمات
۳۸بازدید
۰پسند
۱نقد

خلاصه داستان

در دلِ دره‌ای مه‌آلود، دروازه‌ای سنگی و باستانی هزاران سال چشم‌به‌راهِ بازگشت کسی ایستاده بود و پاسبانی کوه‌پیکر از راز آن محافظت می‌کرد. اما وقتی سرانجام دروازه گشوده شد، پشت آن نه دشمنی هولناک، بلکه حقیقتی فراموش‌شده از گذشته‌ی پاسبان انتظارش را می‌کشید.

تکمیل شدهخیال‌پردازیجادوییرازآلود

آخرین بخش‌ها

1.دروازه‌ای در مه23 مرداد

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها