پیش از آن‌که تاریکی نامت را بداند.

پیش از آن‌که تاریکی نامت را بداند.

-عسل-
-عسل-
۴۴بازدید
۰پسند
۰نقد

خلاصه داستان

می‌گفتند آن باغ بوی شکوفه می‌دهد. هیچ‌کس نگفته بود که هر شکوفه، شاهد خاموش آخرین نفسِ مسافری است که دیگر هرگز راه بازگشت را پیدا نکرد.

تکمیل شدهروان‌نگررازآلود

آخرین بخش‌ها

1.پیش از آن‌که تاریکی نامت را بداند. 28 تیر

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها