

«شاید من یک هیولا باشم اما کی گفته که شرور هم هستم ؟» مگر هیولا ها دل ندارند ؟ چرا یک هیولای گم نام نتواند عاشق و دلباخته شاهدخت این قلمرو باشد ؟ خب چه میشه اگر که هر چند وقت یک بار با انگیزه عشق دست به کار های شرارت آمیزی هم بزند ؟ به هر حال چه عملی شریف تر از دیوانه وار عاشق بودن است ؟ داستانی که مقابل شما است مجموعهای از نامه های یک هیولای عاشق پیشه و یک شاهدخت مقتدر به یکدیگر است که امیدوار است برای چند لحظه مخاطب خود را سرگرم کند.