مغازه‌ی ساعت‌فروشی در کوچه‌ی بن‌بست

مغازه‌ی ساعت‌فروشی در کوچه‌ی بن‌بست

آوا
آوا
۹۰بازدید
۰پسند
۲نقد

خلاصه داستان

امیر، مردی چهل‌ساله و منزوی، به‌طور اتفاقی در یک کوچه‌ی باریک و بن‌بست، وارد مغازه‌ی قدیمی ساعت‌فروشی می‌شود که تا به‌حال آن را ندیده بوده. صاحب مغازه، پیرمردی مرموز به نام استاد زوار، به امیر می‌گوید که هر ساعت در مغازه‌اش می‌تواند لحظه‌ای از گذشته‌ی خریدار را بازگرداند؛ اما فقط برای پنج دقیقه. امیر ابتدا باور نمی‌کند، اما پس از یک تجربه‌ی کوتاه و تکان‌دهنده، وسوسه می‌شود بارها به آن مغازه برگردد تا اشتباهاتش را اصلاح کند، حرف‌های نگفته را بزند و لحظاتی را که از دست داده دوباره زندگی کند. اما هر بار بازگشت، بهایی دارد؛ و امیر کم‌کم درمی‌یابد که در گذشته ماندن، بهایی سنگین‌تر از آنی دارد که فکر می‌کرد...

در حال نگارش

آخرین بخش‌ها

7.بخش هفتم: آخرین تیک‌تاک15 مرداد 14046.بخش ششم: سقوط در گذشته15 مرداد 14045.بخش پنجم: بهای زمان15 مرداد 14044.بخش چهارم: پنج دقیقه‌ای که تمام نمی‌شد15 مرداد 14043.بخش سوم: اولین بازگشت15 مرداد 1404

داستان‌های مشابه

بریده‌های داستان

آخرین نقدها